بی خوابــــــی


هر شب نخوابم صبح فرداش...، وضعیت روحیم وخیمه
دلتنگیای اول صبح...، نصف کمِ افسردگیمه!

هرشب نخوابم صبح فرداش...، به زندگی بی میلم انگـــار...،
خورد و خوراکم هیــچ میشه!
روزی سه وعده:
چای و ...
سیگــــار

روزی سه وعده بی بهونه...، با مادرم دعوام میشه
مثل سگ هــــــــــارم که هر بار...،
با کم محلی...،
رام میشه

انقدر بد حالم که حتی...، به زنده بودن بی علاقم!
یک سوم از روزامو بی حرف....، کز می کنم کنچ اتاقم.

به لکه های زرد روی...، سقف اتاقم خیره میشم...،
مثل مریض لا علاجی...،
که
از
ن... فـــــ .... س هاش
سیره میشم!!!

تو جمع میخندم ولی حــــــــــیف...،!!! خندیدنم خیـــــــــلی دروغه...،
تنهاییام پر رنگ میشه...،
وقتایـــی که دورم...،
شلوغه!!!

بیزارم از اینکه بدونن...، حالم بده وقتی که تنهام
ای کــــــاش دکتر درک می کرد!!!
آرامش قرصی...،
نمی خوام

سرگرم میشم هر شب و روز
با ساعت و ...
قرص....
حواسم!
هیشکس نمیدونه
ولی من...،
بی خوابیـــــــــــــــــامو....،

از تو دارم!!!

 

حمید عامری

/ 7 نظر / 16 بازدید
حامد

سلام فکر نکنم هیچ کس به اندازه ی من انتظار "بیخوابی" کشیده باشه! :دی تو جمع میخندم ولی حــــــــــیف...،!!! خندیدنم خیـــــــــلی دروغه...، تنهاییام پر رنگ میشه...، وقتایـــی که دورم...، شلوغه!!! عاشق این تناقض های ترانه هاتم. تنهایی، دور شلوغ... ممنون به خاطر بی خوابی...

نرگس

[گل] لینک شدید زیبا خواندمت

Shadi.savan

inghad zehnet faale o ma nemidunestim pesar jan?

ناهید

دکترا هیچ وقت درک نمی کنن! نه فقط دکترا هیچکی نمی تونه آدمو درک کنه. [گل][گل]

ناهید

سلام. بعد مدتها به روزم! چشم انتظار دوستان! مخصوصا توو انجمن!

مهدی آخرتی

سلام شما به وبلاگ من دعوتید منتظرم تا ببینمتان

حمیدرضا ظرافت

ولی برگشتم که نفس بکشم با شعر که خیلی وقتا باید بشینی گوشه ی پیاده رو هاش و ساعتها با خودت باشی برگشتم تا بشینیم پای حرف هم پای غم های هم پای زخمایی که از این زمونه ی نامرد خوردم و خوردی پس بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست به روزم با آآآآآآآآی نیمای ِ آی آدم ها از خروشی پس از خروش بگو با خود از خستگی ت حرف بزن از دهان دره های یوش بگو گنگ بودیم، واژه ها اما خودشان از فروغ میگفتند زندگی مثل زخم، عینی بود ذهنیت ها دروغ میگفتند